109
الأحد ١٢ سبتمبر ٢٠١٠
٠٦:٥١ بتوقيت غرينتش
أسعد الله أوقاتکم بکل خير وأهلاً وسهلاً بکم أعزائي في حلقة أخري من سلسلة حلقات برنامجکم "تعلّم الفارسية". في هذه الحلقة سنتابع الحوار حول الحرب التي فرضها النظام العراقي السابق علي الجمهورية الإسلامية في ايران ولا سيما استخدامه الأسلحة الکيمياوية بحق العسکريين والمدنيين الايرانيين.
سيئ
أسوأ
أيام
أية أيام
برأيي
مرّ
أکثر مرارة
حلو
حادث
قنبلة
استخدم
جبهات الحرب
هزيمة
هزم
مازال
لمثال
تشاهد
بد
بدتر
روزها
چه روزهايي
به نظر من
تلخ
تلخ ترين
شيرين
رويداد
بمب
استفاده کرد
جبهه هاي جنگ
شکست
شکست خورد
بيمارستان
براي نمونه
مي بيني
الحوار: الجزء الاول.
محمد: بدترين روزهاي جنگ چه روزهايي بود؟
محمد: أية أيام کانت أسوأ أيام الحرب؟
علي: به نظر من جنگ، روزهاي تلخ وشيريني داشت، ولي از همه بدتر...
علي: برأيي کانت للحرب أيام حلوة ومرّة، ولکنّ الأسوأ منها کلّها...
محمد: خوب. از همه بدتر چه بود؟
محمد: حسناً. ماذا کان الأسوأ منها کلّها؟
علي: تلخ ترين رويداد جنگ، استفاده رژيم صدام از سلاحهاي شيميايي بود.
علي: أکثر أحداث الحرب مرارة، کان استخدام نظام صدام للأسلحة الکيمياوية.
محمد: چرا رژيم صدام از بمبهاي شيميايي استفاده کرد؟
محمد: لماذا استخدم نظام صدام القنابل الکيمياوية؟
علي: چون در جبهه هاي جنگ، از نيروهاي ايران شکست خورد.
هجمات الکيمياوية مازالت باقية حتماً!
علي: بله. اگر به بيمارستان بروي، براي نمونه عموي سعيد را مي بيني.
علي: نعم. لو ذهبت إلي المستشفي، شاهدتَ علي سبيل المثال عمّ سعيد.
المفردات: الجزء الثاني
رجل
رجال
جرح
حالياً
عشرون سنة
قد انتهي
مريض
مرض
أية مشکلة
يتنفس
لايتنفس
جلدي
مردان
مجروح شد
دردناک
هم اکنون
20 سال
تمام شده است
بيمار
بيماري
چه مشکلي
نفس مي کشد
نفس نمي کشد
پوستي
الحوار: الجزء الثاني.
محمد: آيا عموي سعيد مجروح شيميايي است؟
محمد: هل عمّ سعيد مجروح بالکيمياوي؟
علي: بله. او مثل بسياري از مردان ايراني به جبهه رفت ومجروح شيميايي شد.
علي: نعم. فهو ذهب إلي الجبهة مثل الکثير من الرجال الايرانيين وجرح بالکيمياوي.
محمد: واقعاً دردناک است. آيا او اکنون در بيمارستان است؟
محمد: أليم حقّاً. هل هو في المستشفي حالياً؟
علي: بله. حدود 20 سال است که جنگ تمام شده، ولي او هنوز بيمار است.
علي: نعم. قد انتهت الحرب منذ نحو عشرين سنة، لکنّة مازال مريضاً.
محمد: مشکل او چيست؟
محمد: ما هي مشکلته؟
علي: عموي سعيد نمي تواند به راحتي نفس بکشد واز بيماري پوستي شديد رنج مي برد.
علي: عمّ سعيد لايستطيع أن يتنفس بسهولة ويعاني من مرض جلدي شديد.
نستمع الآن إلي الحوار باللغة الفارسية فقط.
محمد: بدترين روزهاي جنگ چه روزهايي بود؟
علي: به نظر من جنگ، روزهاي تلخ وشيريني داشت، ولي از همه بدتر...
محمد: خوب. از همه بدتر چه بود؟
علي: تلخ ترين رويداد جنگ، استفاده رژيم صدام از سلاحهاي شيميايي بود.
محمد: چرا رژيم صدام از بمبهاي شيميايي استفاده کرد؟
علي: چون در جبهه هاي جنگ، از نيروهاي ايران شکست خورد.
محمد: حتماً آثار حملات شيميايي هنوز باقي است.
علي: بله. اگر به بيمارستان بروي، براي نمونه عموي سعيد را مي بيني.
محمد: آيا عموي سعيد مجروح شيميايي است؟
علي: بله. او مثل بسياري از مردان ايراني به جبهه رفت ومجروح شيميايي شد.
محمد: واقعاً دردناک است. آيا او اکنون در بيمارستان است؟
علي: بله. حدود 20 سال است که جنگ تمام شده، ولي او هنوز بيمار است.
محمد: مشکل او چيست؟